زندگینامه شیخ الرئیس ابو علی سینا
شیخ الرئیس حجة الحق ابو علی حسین بن عبدالله بن حسین بن علی بن سینا مشهور به ابن سینا که در سال 370 هجری در افشنه، نزدیک بخارا متولد شد و در آنجا به کسب علم پرداخت. او تحصیلات مقدماتی از جمله...
او از همان اوان کودکی بسیار خارق العاده بود و دانش زمان خود را با سرعت
فرا می گرفت. او
در سن شانزده سالگی به طبابت پرداخت. وی پس از درمان کردن
نوح بن منصور سامانی به
دربار او راه یافت. به دنبال شهرت روز افزون او که
آوزه این شهرت به گوش سلطان محمود نیز
رسیده بود محمود او را دعوت کرد تا
به غزنین برود، اما ابن سینا به دلیل خشونت و تعصب دینی
سلطان محمود دعوت
او را رد کرد و از خوارزم فرار کرد.
مدتی را در ترکستان و خراسان بسر
برد و سپس وارد گرگان شد و در آنجا مشغول به طبابت
گشت. سپس به ری رفت و در
آنجا مجدالدوله دیلمی را که به بیماری مالیخولیا مبتلا شده بود
او را درمان کرد. او در همدان، مقام وزارت شمس الدوله را به دست آورد و از حمایت علاءالدوله
کاکویه برخوردار گشت.
سرانجام در همدان در سال 428 هجری
قمری در گذشت. از جمله معروفترین آثار او می تون به
دانشنامه علائی که به
زبان فارسی است و همچنین مهمترین اثر فلسفی او به نام شفاء که
شامل چهار
بخش (منطق، طبیعیات، ریاضیات و ما بعدالطبیعه) است را نام برد این اثر و
کتاب
بعدی به نام قانون که دایرةالمعارف طبی می باشد هر دو زبان عربی است.
بر چسب ها : نجوم , فیزیک , مطالب علمی , زندگینامه ی دانشمندان , ریاضیات , برچسب ها: زندگینامه , زندگینامه دانشمندان , زندگینامه ابو علی سینا , زندگینامه ابن سینا , زندگینامه ی ابن سینا , بخارا , تولد ابن سینا , مرگ ابن سینا , ابن سینا , ابوعلی سینا , هندسه , منطق , قرآن , ادبیات , مقالات ابن سینا , تصاویر , مقالات , عکس , کتابها , دانلود , دانلود مقالات ابن سینا , کتاب های ابن سینا , دانلود کتاب های ابن سینا , عکس ابن سینا , زادگاه ابن سینا , دانش , دانش ابن سینا , فلسفه , آثار ابن سینا , دایرة المعارف , خوارزم , زندگینامه ی دانشمندان در ساحل فیزیک , خراسان , گرگان , ساحل , عرفان , اکبری , عرفان اکبری , ساحل فیزیک , مطالب , جالب , علمی , جدید ترین مطالب علمی , مطالب جالب , مطالب ساحل فیزیک , جدیدترین مطالب علمی ,
مرا کسی نساخت،
خدا ساخت،
نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم.
کسم خدا بود، کس بی کسان.
در باغ بی برگی زادم
و در ثروت فقر غنی گشتم
و از چشمه ایمان سیراب شدم
و در هوای دوست داشتن دم زدم
و در آرزوی آزادی سر برداشتم
و در بالای غرور قد کشیدم
و از دانش طعامم دادند
و از شعر شرابم نوشاندند
و از مهر نوازشم کردند تا :
حقیقت دینم شد و راه رفتنم ،
خیر حیاتم شد و کار ماندنم ،
زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم



