تبلیغات
مرجع مقالات واخبار جالب مذهبی - نعمت های بهشتی، صرفا لذت و هوس است؟
مرجع مقالات واخبار جالب مذهبی
وبلاگ بروز brooz.orq.ir

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نعمت های بهشتی، صرفا لذت و هوس است؟

نعمت بهشت»نعمت های بهشتی همانند لذت های دنیوی است؟
چرا خداوند فقط نوید میوه و آسایش و شهوت داده است؟ چرا نوید چیزی بهتر مثل مطالعه، آزادی فکری، محیطی سالم و بدون شهوت را به انسان ها نداده است؟ آیا طبق توصیف قرآن بهشت مکانی ناسالم و پر از هوس است؟
چرا خداوند نویدهای بهتری از زنان بهشتی نداده است؟
بنابراین بهشت صرفا مکانی برای تفریح و شادی است؟
بهشتی كه در قران وعده داده شده(حوری و رود روان و..) برای عرب جاهل بود، یك اروپایی تمام این ها را دارد بهترش را هم دارد به او چه عرضه كنیم؟!


بینات

شبهه فوق به دلیل عدم توجه به مجموع آیات قرآن درباره بهشت و کیفیت نعمت های آن است. بی تردید اگر مضمون قرآن تا این حد ساده انگارانه بود،  اسلام 14 قرن باقی نمی ماند و جمعیت مسلمانان جهان روز به روز بیشتر نمی شد.
در این نوشتار ابتدا پاسخی مختصر و کافی به شبهه فوق داده می شود و در ادامه به تفصیل در باب نعمت های بهشتی بحث می شود:

نعمت های بهشتی صرفا لذات جسمانی نیست
از نظر قرآن مجید معاد هم جنبه جسمانى دارد و هم جنبه روحانى، چرا که انسان در آن صحنه با جسم و روح حاضر مى شود، و طبعاً باید در هر دو جنبه غرق مواهب و برکات الهى گردد.
بنابراین در قرآن حکیم هم به نعمت های جسمانی اشاره شده و هم به نعمت های روحانی:

نعمت های جسمانی بهشت
1. باغ هاى بهشتى، 2. سایه هاى لذّت بخش، 3. مساکن و قصور، 4. فرش ها و ارائک، 5. غذاها و ظرف ها، 6. شراب هاى طهور، 7. برترین شراب بهشتى، 8. ظروف و جام ها، 9. لباس ها و زینت ها، 10. همسران بهشتى، 11. خادمان و ساقیان، 12. پذیرایى کنندگان، 13. پیش پذیرایى، 14. نعمت هایى که به تصور نمى گنجد.
در هریک از نعمت ها آیات متعددى در قرآن مجید به چشم مى خورد.

نعمت های معنوی و روحانی بهشت
1. احترام مخصوص، 2. محیط صلح و صفا، 3. امنیت و زوال خوف، 4. دوستان موافق و رفیقان باوفا، 5. برخوردهاى مملو از محبت، 6. نشاط فوق العاده درون، 7. احساس خشنودى خدا، 8. نظر خدا به آنها و نظر آنها به خدا، 9. آنچه بخواهند به آنها مى دهند، 10. نعمت هائى که در تصوّر نمى گنجد!

- چرا در قرآن از نعمت های مادی، بیشتر یاد شده است؟
الف. نعمت های مادی دنیوی قابل فهم و لمس است: نعمت های مادی برای عموم مردم ملموس تر و  لذت بخش تر است. اما اصل نعمت های بهشتی، با توجه به اینکه روح به مراتب اعلا و اشرف از جسم است، نعمت هاى روحانى و معنوى بهشت است که به مراتب از نعمت هاى مادى و جسمانى برتر و والاتر و پرشکوه تر است
نعمت هاى جسمانى بهشت مانند نعمت هاى معنوى بسیار متنوع دل انگیز است و
قرآن روى آن بسیار تکیه کرده است تا از این طریق توجه همه انسان ها را به اعمال و صفات و فضائل که سرچشمه این مواهب است جلب کند (و مى دانیم نوع بشر بیش از آنچه به نعمت هاى روحانى مى اندیشد توجّه به مواهب جسمانى دارد).
در قرآن کریم فصل مهمى براى بیان نعمت هاى معنوى و لذات روحانى بهشت گشوده است که اگر از نظر گستردگى بیان در حدّ نعمت هاى مادى نیست ولى از نظر کیفیت و معناى، بسیار بر آن پیش مى گیرد.

ب. نعمت های جسمانی بهشتی یادشده در قرآن کنایه نیست: آن ها که نعمت هاى بهشتى را همه معنوى و روحانى مى پندارند و آیاتى که دلالت بر نعمت هاى جسمانى مى کند همه را به زبان کنایه فرض مى کنند، در حقیقت از این نکته غافلند که انحصار نعمت هاى بهشتى به نعمت هاى روحانى مفهومش نفى معاد جسمانى است که برخلاف صریح آیات قرآن است. و اصولا «جسم» و «روح» دو همزاد به هم پیوسته اند، همان گونه که در این جهان جدا از یکدیگر نمى توانستند به تکامل ادامه دهند، در آن جهان نیز براى بهره گیرى از مواهب الهى جدا از یکدیگر نمى توانند باشند.
ج. کیفیت نعمت های روحانی در بهشت: آنجا که مواهب روحانی معمولا در وصف نمى گنجد، و دیدنى است (دیدن با چشم دل) نه گفتن و نه شنیدنى، لذا در آیات قرآن غالباً اشارات سر بسته اى به این بخش از نعمت هاى بهشتى مى بینیم جز در مواردى که قابل شرح و بیان بوده که در آنجا قرآن به شرح و بیان آنها پرداخته است:
ما گاهى نمونه هاى بسیار کمرنگ این مطلب را در این دنیا تجربه کرده ایم که وقتى حالى براى عبادت و خلوقت با پروردگار دست دهد و انسان غرق مناجات با قاضى الحاجات گردد، دنیا و آنچه در آن است به فراموشى بسپرد و در لحظات کوتاهى محو جمال بى مثال او شود مخصوصاً اگر این امر در مراکز حساسى همچون جوار خانه کعبه، یا در عرفات و مشعر و امثال آن از مراکز خاص عبادت باشد، آن چنان نشاط و لذت به انسان دست مى دهد که با هیچ قلم و بیانى قابل شرح و تقریر نیست.
فکر کنید اگر این حالت هزاران هزار بار قوى تر و ساعت ها و شب ها و روزها و ماه ها و سال ها ادامه پیدا کند، چگونه خواهد بود؟ به خصوص اینکه در بهشت عوالم غفلت و بیخبرى از خداوند، و گرفتارى هایى که حضور قلب را بر هم مى زند وجود ندارد، و حجاب ها و موانع معرفت از مقابل دیدگان دل کنار رفته، درک و دید انسان به مراتب قوى تر مى گردد، و از وسوسه هاى شیطانى که همیشه مزاحم رهروان این راه است مطلقاً خبرى نیست.
آن گاه مى توان تصور کرد که در آنجا چه خبر است؟ چه غوغایى از نعمت هاى معنوى برپاست؟ و چه جذبه هاى نیرومندى روح را به جوار قرب حق مى کشد، او را در انوار ذاتش مستغرق مى سازد، و از خویشتن خویش غافل مى کند و کارش به جایى مى رسد که جز او نمى بیند، و جز او نمى خواهد.

- بهشت صرفا مکانی برای تفریح و شادی و ناسالم و پر از هوس است؟
«در بهشت آنچه دل مى خواهد و چشم از آن لذت مى برد موجود است» (زخرف 71).
جمله اوّل اشاره به تمام لذات مادى، و جمله دوّم اشاره به لذات روحانى و معنوى است، یعنى نگاه کردن با چشم دل به جمال بى مثال پروردگار و شهود باطنى صفات جمالى و جلالى حق که یک لحظه آن به تمام نعمت هاى مادى بهشت مى ارزد.
پیداست که در آن محیط پاک، تقاضاى روح و نفس بهشتیان چیزى جز پاکى ها و لذاتى که در شأن یک انسان پاک است نخواهد بود و بنابراین عمومیت آیه هیچ استثنایى ندارد، و نیازى به توجیهات این و آن نیست که آیا این آیه شامل تقاضاى نامطلوب نفس نیز مى شود؟!


در بخش قبل پاسخی اجمالی به شبهه فوق داده شد. در ادامه آیات مربوط به نعمت های بهشت و نکاتی درباره بهشت بیان می شود:

مقدمه

بهشت یعنى کانون انواع مواهب نعمت هاى الهى، اعم از معنوى و مادى، و دوزخ کانون انواع رنج ها و شکنجه ها و حرمان ها از هر قبیل.
در اینکه حقیقت بهشت چیست؟ و چگونه است؟ و در کجاست؟ و هم اکنون وجود دارد یا بعداً آفریده مى شود؟ سخن بسیار است، و مى توان براى یافتن پاسخ این سؤالات از تصریحات یا اشاراتى که در آیات قرآن آمده است کمک گرفت.
به علاوه آیات بیشمارى درباره صفات بهشت و بهشتیان، و نعمت هاى مختلف بهشتى در قرآن آمده است که بخش عظیمى از آیات مربوط به «معاد» را تشکیل مى دهد.
اشاره به این نکته را ضرورى مى دانیم که ما هر ترسیمى از بهشت در ذهن خود داشته باشیم، و هر فکرى در سر بپروانیم با معیارها و مفاهیمى است که از مواهب این جهان داریم، و قطعاً ترسیم کامل بهشت نخواهد بود که آن چیزى است برتر و بالاتر و فراتر و عمیق تر از آنچه دیده ایم و نوشته ایم و خوانده ایم، و فراتر از جهان ما. ولى با این حال مى توان یک ترسیم اجمالى و شبح مانند، با مطالعه آیات و روایات از آن در دست داشت، ترسیمى که داراى بعد تربیتى فوق العاده اى است، و در واقع هر انسانى را که داراى هرگونه انگیزه معنوى و مادى باشد به سوى خود فرا مى خواند و جلب و جذب مى کند، و او را براى نیل به آن به تهذیب نفوس و پاکسازى عقیده، و پاکى اعمال و درستى گفتار و رفتار دعوت مى نماید.

در بحث از بهشت می توان وجوه مختلفی را مورد بررسی قرار داد که برخی از آن ها به این شرح است:
1- اسباب ورود به بهشت
2- نعمت هاى جسمانى بهشت
3- لذات روحانی بهشت
4- درهای بهشت
5- وسعت بهشت
6- آیا بهشت آفریده شده؟
7- مقامات بهشتی
8- تکرار و یکنواختى ملالت بار در بهشت
9- لذت در مقایسه با فقدان
10- تکامل در بهشت

در این نوشتار به نعمت های روحانی بهشتی و یکنواختی و تکامل در بهشت پرداخته خواهد شد:

ب. آیا تکرار و یکنواختى در بهشت ملالت بار نیست؟

بعضى ایراد مى کنند و مى گویند آنچه از آیات و روایات استفاده مى شود این است که نعمت هاى الهى در این کانون بزرگ رحمت یکنواخت است، و مى دانیم این مسأله مخصوصاً در دراز مدت آتش شور و شوق و نشاط را خاموش مى کند، زیرا بهترین صحنه ها، زیباترین مناظر، و جالب ترین غذاها، با تکرار شکل عادى به خود مى گیرد، تا آنجا که گاهى انسان براى برهم زدن این یکنواختى به زندگى ساده تر و مشقت بارتر تن در مى دهد تا تنوعش آن را جبران کند!
پاسخ:
1. اینکه ما نباید با معیارهاى جسمى و روانى این جهان درباره آن جهان قضاوت کنیم، اى بسا این حالت روانى که در این جهان در ما وجود دارد که با تکرار خسته و ملول که و بى تفاوت مى شویم در آنجا بر عکس باشد و تکرارها مایه تشدید لذّات معنوى و مادى مى گردد!. چه دلیلى داریم که وضع روحى انسان در آنجا و در اینجا از این جهت یکى است؟
2. در همین جهان نیز نعمت هایى وجود دارد که هیچگاه انسان از آن سیر نمى شود، ما هر قدر هواى تازه و پر اکسیژن را استنشاق کنیم از آن خسته و ملول نخواهیم شد، بلکه دائماً از آن لذت مى بریم و براى ما مایه نشاط است.
3. از آنجا که ذات و صفات خدا بى نهایت است، بدون شک جلوه هاى روحانى و معنوى او نیز پایان نمى گیرد، هر روز لطف و عنایت تازه اى و هر دم رحمت و هدایت جدیدى بر بهشتیان و مقربان درگاهش مى فرستد، به گونه اى که اصلا تکرارى در آن نیست مگر بى نهایت ممکن است مکرر شود؟!. نعمت هاى مادى نیز جلوه هاى رحمانیت و رحیمیت اویند، آنها نیز حد و نهایتى به خود نمى پذیرند.
پاره اى از آیات قرآن و روایات اسلامى نیز این مطلب را تأیید مى کند.
در آیه 29 سوره رحمن مى خوانیم: (کُلُّ یَوْم هُوَ فی شَأْن) «او هر زمان در شأن و کارى است»!
در حدیثى از امام صادق(ع) مى خوانیم: «خداوند بهشتى آفریده که هیچ چشمى ندیده، و هیچ مخلوقى از آن آگاه نیست، پروردگار متعال هر صبحگاه آن را مى گشاید و مى گوید: بوى خوشت را افزون کن! و نسیمت را بیفزاى»!.7
در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) آمده است: (اِنَّ اَهْلَ الجَنَّةِ تُوْضَعُ لَهُمْ مَوائِدُ عَلَیْها مِنْ سائِرِ ما یَشْتَهُونَهُ مِنَ الاطْعِمَةِ التی لا ألَذَّ مِنْها و لا اَطْیَبَ، ثُم یُرفَعُونَ عَنْ ذلِکَ اِلى غَیْرِهِ): «براى اهل بهشت سفره هایى مى گسترانند که بر آن آنچه مورد علاقه آنها از طعام هاست قرار داده مى شود طعام هایى که از آن لذیذتر و خشبوتر نیست سپس آنها را از سر آن سفره بلند کرده و سفره دیگرى براى آنها مى گسترانند»!.8
این تعبیرات به خوبى نشان مى دهد که در آنجا تکرارى وجود ندارد بلکه هر لحظه الطاف و عنایات تازه اى است!.
این سخن را با اشاره کوتاهى از سوى یکى از مفسّران پایان مى دهیم که گفته است: «آیه فوق اشاره به تجلّى حق در هر زمان، و در هریک از نفوس انسانى بر حسب استعدادش دارد، و مى دانیم تجلیات خداوند را نهایت و پایانى نیست!.9بدون شک این تمام مفهوم آیه نیست بلکه مى تواند جزیى از مفهوم آیه باشد.
 

ج. آیا در بهشت تکاملى هم وجود دارد؟

قطعاً تکامل در آن جا وجود دارد، و بهشتیان هرگز در جا نمى زنند، بلکه در پرتو عنایات الهى، و الطاف ربانى، روز به روز به ساحت قدسش نزدیک تر مى شوند، و در مسیر قرب الى الله به پیشروى خود ادامه مى دهند.
مفهوم این سخن آن نیست که در آنجا طاعات و عبادات و اعمالى دارند، چرا که بهشت دار تکلیف نیست، زیرا عناصر اولیه تکلیف در آنجا وجود ندارد، بلکه در پرتو اعمالى که در این جهان انجام داده اند همچنان به سیر تکاملى خویش ادامه مى دهند.
درست همانند بعضى درختان پر بارى که انسان یکبار آن را غرس مى کند ولى مرتباً جوانه مى زند و ریشه مى دواند و از نقاط دیگر سر بر مى آورد و دشت و صحرا را فرا مى گیرد!
در بعضى از آیات قرآن نیز اشاره اى به این مسأله دیده مى شود.
در آیه 62 مریم درباره بهشتیان مى خوانیم: (وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فیها بُکْرَةً وَعَشِیّاً): «هر صبح و شام روزى آنها در بهشت مقرر است».
از آیات قبل از این آیه به خوبى استفاده مى شود که این توصیف درباره بهشت آخرت است که از آن تعبیر به «جنات عدن» شده نه بهشت برزخى، حال این سؤال پیش مى آید که مطابق آیات دیگر قرآن بهشتیان هرچه بخواهند از مواهب و روزى ها در هر ساعت و هر زمان براى آنها مهیاست، این چه موهبتى است که هر صبح و شام به آنها اعطا مى شود؟.
مسلماً این مواهب جدید و تازه مادى و معنوى است که در این دو وقت به آنها داده مى شود، و طبعاً به مقامات بالاترى سوق داده خواهند شد.
در این زمینه حدیثی از پیغمبر اکرم(ص) نقل شده که مطلب را روشن مى سازد: «هدایاى نخبه و جالب از سوى خداوند بزرگ در اوقاتى که در دنیا نماز مى خواندند به آنها مى رسد، و فرشتگان به آنها سلام و درود مى فرستند».11
سؤال دیگرى که از تعبیرات آیه برانگیخته مى شود این است که در بهشت شب و روزى وجود ندارد، و به همین دلیل صبح و شامى نیست.
این اشکال را نیز مى توان چنین پاسخ گفت که بهشت گرچه دائماً کانون نور و روشنایى است، ولى این دو نور نوسان دارد که بانوسان و کم و زیاد شدن آن بهشتیان روز و شب را تشخیص مى دهند، درست مانند مناطق قطبى که شش ماه متوالى روز است ولى با کم و زیاد شدن نور، روز و شب از هم تشخیص داده مى شود.
از آنجا که این دو مشکل (مشکل روزى تازه و مشکل صبح و شام) براى بسیارى از مفسّران حل نشده توجیهاتى براى این آیه ذکر کرده اند که غالباً مخالف ظاهر آیه است مانند اینکه آیه کنایه از دوام نعمت است. چه بهتر به اینکه نوعى شب و روز که با تفاوت نور حاصل مى شود و نوعى روزى تازه که از عنایات جدید الهى سرچشمه مى گیرد و از پیمودن مسیر تکامل خبر مى دهد قائل شویم که منطبق بر ظاهر آیه است و یا لااقل کمتر خلاف ظاهر مى باشد.
جالب اینکه در حدیثى از پیامبر اکرم(ص) مى خوانیم که فرمود: «سوگند به خدایى که قرآن را بر محمد(ص) نازل کرده اهل بهشت (هر قدر زمان بر آنها مى گذرد) جمال و زیبائیشان بیشتر مى شود آن گونه که در دنیا (با گذشت زمان) زشتى و پیرى آنها افزایش مى یافت»!.12
این حدیث نیز تکامل تدریجى بهشتیان را به خوبى آشکار مى سازد، گرچه تنها اشاره اى به جنبه هاى جسمانى دارد ولى مسلماً به طریق اولى جنبه هاى روحانى را نیز در بر مى گیرد.


 نعمت های روحانی و معنوی بهشت:
1. نظر خدا به آنها و نظر آنها به خدا !
یکى از با ارزش ترین لذائذ معنوى آن است که محبوب جامع کل کمالات نظر لطف به انسان بیفکند، و با او سخن بگوید، و از آن فراتر اینکه انسان بتواند به مقام شهود ذات پاک او برسد، یعنى با چشم دل او را ببیند، و غرق دریاى جمال او گردد.
قرآن روى این موهبت معنوى نیز کراراً تکیه کرده است، در یکجا ضمن بر شمردن عذاب هاى دردناک کتمان کنندگان آیات الهى مى فرماید: (وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیْهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ): «خداوند در قیامت با آنها سخن نمى گوید، و آنها را پاکیزه نمى کند، و براى آنها عذاب دردناکى است» (بقره 174).
و در جاى دیگر از این فراتر رفته، و درباره همین گونه افراد و امثال آنها که عهد و پیمان الهى را به بهاى کمى مى فروشند، مى فرماید: (وَ لا یُکَلِّمُهُمُ وَ لا یَنْظُرُ اِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیْهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ): «خداوند در قیامت با آنان سخن نمى گوید، و به آنها مى نگرد، و پاکشان نمى سازد، و براى آنها عذاب دردناکى است» (آل عمران 77).
آرى آنها از لذت سخن گفتن با خدا و نگاه رحمت و لطف او محرومند، و به همین دلیل پاک و پاکیزه نمى شوند، و از آنجا که بهشت جاى پاکان است آنها در عذاب الیم جهنمند.
بدیهى است نه آن تکلم با زبان است، ونه این نگاه با چشم که خدا برتر از جسم و جسمانیات است.
 در سوره قیامت سخن از لذت نگاه به جمال بى مثال آن محبوب حقیقى به میان آورده، مى فرماید: (وُجُوهٌ یَوْمَئِذ ناضِرَةٌ اِلى رَبِّها ناظِرَةٌ): «چهره هایى در آن روز شاداب و مسرور است، و به پروردگارش مى نگرد» (قیامت 22 و 23).

2. ابدیت نعمت های بهشتی
چیزى که به نعمت هاى بهشتى ارزش معنوى فوق العاده اى مى بخشد و آن را به کلى از نعمت هاى دنیا خارج مى سازد این است که هرگز گرد و غبار نیستى و فنا بر آن نمى نشیند.
هرگز نگرانى زوال نعمت در آنجا نیست.
هرگز بیم و ترس از قطع آن نمى رود، و انسان از این نظر کاملا آسوده خاطر است، و این احساس امنیت در برابر احتمال زوال و فنا لطف و شیرینى خاصى به این نعمت ها مى بخشد.
این حقیقت را کسانى در مى یابند که وقتى مشمول نعمت مهمى مى شوند، ناگهان به فکر زوال آن افتاده و شهد نعمت در کامشان شرنگ مى شود.
آیات متعددى در قرآن مجید در این زمینه دیده مى شود که همواره این حقیقت را یادآور مى شود، و به انسان ها بشارت مى دهد که بدانید و آگاه باشید که این الطاف بیکران الهى جاودانى و همیشگى است، شاد بمانید و شاد زندگى کنید، و از آن بهره گیرى نمایید.
در آیه 35 سوره رعد مى خوانیم (اُکُلُها دائمٌ وَ ظِلُّها): «میوه هاى آن همیشگى و سایه هایش جاودانى است».
ولى از آنجا که این بحث با مسأله خلود رابطه نزدیکى دارد ما آن را جداگانه در فصل دیگرى مورد بررسى قرار خواهیم داد.

3. احترام مخصوص
- انتظار مشتاقانه فرشتگاه و استقبال از بهشتیان1
احترامات ویژه بهشتیان از همان آغاز ورود در بهشت شروع مى شود، و خازنان بهشت نخستین تبریک پر معنا را به آنها مى گویند، چنان که قرآن مى فرماید: «کسانى که تقواى الهى را پیشه کردند گروه گروه به سوى بهشت سوق داده مى شوند، تا موقعى که به آن مى رسند در حالى که درهاى آن گشوده شده، و خازنان بهشت به آنها مى گویند: سلام بر شما گوارا باد این نعمت ها برایتان، وارد شوید و جاودانه در آن بمانید»! (زمر 73).
بهشت
- خوش آمد و تبریک فرشتگان و خداوند:  در آیه 23 رعد مى فرماید:
فرشتگان (الهى از هر درى بر آنان وارد مى شوند، و به آنها مى گویند: سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان، چه عاقبت خوبى بعد از دنیا نصیبتان شد»؟!
و از این مهم تر «سلام» و درودى است که خدا بر بهشتیان مى فرستد، سلامى آکنده از محبت و مملو از لطف و رحمت، چنانکه در آیه 58 پس مى فرماید:سَلامٌ قوْلا مِنْ رَبٍّ رَحیم «براى آنها سلام است سخنى از پروردگار مهربان».
جذبه لقاى محبوب، و دیدار لطف یار و سلامى که نشانه رفع حجاب است آنقدر لذت بخش و شوق انگیز و روحپرور است که اگر عاشقان او از این افاضه معنوى دور بمانند قالب تهى مى کنند، چنانکه بعضى از مفسّران اهل سنت در حدیثى از امیرمؤمنان علی(علیه السلام)این جمله پرمعنا را نقل کرده اند که فرمود: لَوْ حَجِبْتُ عَنْهُ ساعَةً لَمِتُّ: «اگر یکساعت از دیدار او محجوب بمانم مى میرم»2.
به هر حال این آخرین آرزو، و والاترین افتخار، و دلپذیرترین ساعت بهشتیان است که پروردگار رحیم و مهربان بر آنها درود مى فرستد.
قابل توجه اینکه آیات متعدد دیگرى در قرآن دیده مى شود که متضمن سلام و درود بر بهشتیان است، بى آنکه گوینده این سلام و درودها تعیین شده باشد (مانند 46، حجر، 75 فرمان و 34 ق).

4. محیط صلح و صفا
یکى از نعمت هاى روحانى بهشت این است که آنجا از هر نظر امن و امان است، نه بیمى از جنگ مى رود، نه احتمالى از نزاع، نه کینه اى وجود دارد، و نه حسادتى، همه جا عشق و وفاست، همه جا محبت و برادرى است.
در دو آیه از قرآن مجید تعبیر بسیار زیبا و پرمعنایى درباره بهشت به عنوان دار السّلام (خانه امن و امان) دیده مى شود، در آیه 137 سوره انعام مى خوانیم:لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَ لِیُّهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ: «براى بهشتیان خانه امن و امان است نزد پروردگارشان، و او ولى و یار و یاور آنهاست به خاطر اعمال (نیکى) که انجام مى دادند».
و در آیه 25 یونس مى خوانیم: وَالله یَدْعُوا اِلى دارِ السِّلامِ: «خداوند دعوت به سراى صلح و سلامت مى کند».
 قرآن آرامش درون را، با آرامش برون، نیز تکمیل مى کند، و مى گوید: در بهشت خستگى و تعب نیست، و بیم زوال نعمت ها که همیشه اندیشه آن فکر آدمى را هنگامى که غرق نعمت است آشفته مى کند در آنجا وجود ندارد، و مجموعه این جهات، نعمت هاى بهشتى را گواراتر از گوارا مى سازد3.

5. امنیت و زوال خوف
قرآن درباره پرهیزگاران مى گوید: اِنَّ المُتقینَ فی مَقام اَمین «پرهیزگاران نه در جایگاه امن و امانند» (دخان 51) نه ترسى از هجوم شیاطین، نه سلطه طاغوت ها، نه حمله آفات و بلا، و نه هجوم غم و اندوه ها!
و نیز به همین دلیل در جاى دیگر مى افزاید: اُدْخُلُوا الجَنَّةَ لاخَوفٌ عَلَیْکُمْ وَ لا اَنْتُمْ تَحْزَنُونَ: «داخل بهشت شوید در حالیکه نه ترسى دارید و نه غمى» (اعراف 49).
گاه تجربه کرده ایم تمام نعمت هاى مادى و وسائل پذیرائى براى یک نفرآماده است، اما غم و اندوهى که بر دل او سایه افکنده، یا ترس و خوفى که از درون او را آزار مى دهد، چنان پریشانش ساخته که مطلقاً به آن نعمت ها نگاه نمى کند، و کمترین اعتنایى به آن پذیرائى ها ندارد، اینجاست که حقیقت و عمق این تعبیرات قرآنى درباره بهشتیان را مى توان لمس کرد.

6. دوستان موافق و رفیقان باوفا
در آیه 69 و 70 نساء مى خوانیم: «کسى که خدا و پیامبر را اطاعت کند (در قیامت) همنشین کسانى خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنها تمام کرده، از پیامبران و صدّیقان و شهداء و صالحان، و آنها چه رفیقان خوبى هستند - این فضل و مرحمتى است از ناحیه خدا و کافى است که خدا (از حال بندگانش) آگاه است»!.
آرى دوستان بهشتى، با فضیلت ترین افراد جهانند: پیامبران بزرگ الهى، پیروان ویژه آنان، راستگویان، و شهیدان و صالحان.
و اگر این موضوع را با وضع این دنیا مقایسه کنیم که بسیار اتفاق مى افتد که انسان مجبور است مصاحبت با افراد ناجنس را که عذابى است الیم تحمل کند، آنگاه مى توان فهمید که بهشت چه عالمى است!
قابل توجّه اینکه بسیارى از مفسران در شأن نزول این آیه روایتى نقل کرده اند که خلاصه اش (با مختصر تفاوتى که میان مفسّران در نقل آن است) چنین مى باشد: «یکى از یاران پیامبر(ص) که عاشق دیدار او بود روزى پریشان حال خدمتش آمد، پیامبر(ص)سبب ناراحتى او را سؤال فرمود، در جواب عرض کرد: وقتى از شما دور مى شوم شدیداً احساس ناراحتى مى کنم، امروز در این فکر فرو رفته بودم که فرداى قیامت اگر من اهل بهشت هم باشم مسلماً در جایگاه شما نخواهم بود، بنابراین از دیدار شما براى همیشه محرومم! (و اگر اهل دوزخ باشم تکلیف روشن است) با این حال چرا افسرده نباشم؟ آیه فوق نازل شد و به او و امثال او بشارت داد که افراد با ایمان و مطیع فرمان خدا و پیامبر(ص) در بهشت همنشین اولیاء الله و پیامبران خواهند بود»4.

7. برخوردهاى مملو از محبت
آنچه فضاى زندگى را روشن و پر از نشاط مى کند سخنان محبت آمیزى است که میان انسان ها رد و بدل مى شود، اگر همه راست بگویند، درست بیندیشند، انصاف بدهند و دلسوزى کنند، و با یکدیگر صمیمى و مؤدب باشند، همه در آرامش و نشاطند، ولى هنگامى که پاى حرف هاى زشت و ناموزون، دروغ و تهمت، بدگویى و سرزنش، حرف هاى خشن و خارج از حدود ادب، به میان مى آید تنفس در چنان فضایى براى افراد یا شخصیت بسیار مشکل و رنج آور و طاقت فرساست.
یکى از ویژگی هاى بهشت همین است که بهشتیان در طول هزاران سال نه یک دروغ مى شنوند، نه یک حرف رکیک، و نه یک سخن نامزون و دور از صمیمیت، و این از مهمترین مواهب معنوى آنهاست.
قرآن مى گوید: لایَسْمَعُونَ فیها لَغْواً وَ لا تَأثیماً اِلاّ قیلا سَلاماً سَلاماً: «آنها در بهشت نه سخن لغو و بیهوده اى مى شنوند، نه گفتار گناه آلود - تنها چیزى که مى شنوند سلام است سلام»! (واقعه 25 و 26).
سلام و درود آنها به یکدیگر، سلام و درود فرشتگان بر آنها، و از همه بالاتر سلام خداوند بر آنان، و آنچه محتواى این سلام هاست صلح و صفا و دوستى و محبت است. آرى در مجلس بهشتیان، محبت و صلح و صفا موج مى زند، و هر جا چنین است نمونه اى از بهشت است!
در جایى دیگر مى فرماید: (لا یَسْمَعُونَ فیها لَغْواً وَ لا کِذّاباً): «در آنجا نه سخن لغو و بیهوده اى مى شنوند و نه دروغى» (نبأ 35).
«لغو» در لغت به معناى سخن بى ارزش است، یا به تعبیر دیگر سخنى است که از اندیشه و فکر سرچشمه نمى گیرد، و گویا در اصل از «لَغا» که سر و صداى گنجشکان است گرفته شده.
علاوه بر اینها بهشتیان سرگرمى هاى شادى آفرین و جلسات انس و سرور و سخنان شیرین جالب دارند، چنانکه قرآن مى گوید: (اِنَّ اَصْحابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فى شُغُل فَاکِهُونَ): «بهشتیان در آن روز سرگرمى هاى مشغول کننده دارند، و خوشحال و خندان و مسرورند».
بدیهى است ما نمى دانیم در آنجا چه سرگرمى هایى براى بهشتیان وجود دارد، زیرا ما همه چیز را در این جهان با معیارهاى محدود و کوچک و کمرنگ خودمان مى نگریم، مسلماً نعمت هایى آنها را در آنجا به خود مشغول مى دارد که حتى تصوّرش براى ما در این جهان غیر ممکن است5.

8. نشاط فوق العاده درون
گاه مى شود انسان را به بهترین باغ ها دعوت مى کنند، و انواع وسایل پذیرائى براى او فراهم مى سازند، اما روحش چنان افسرده و گرفته است که از هیچیک از آنها لذت نمى برد، انسان هنگامى مى تواند از مواهب الهى لذت برد که روح او داراى نشاط باشد.
از آیات مختلف قرآن استفاده مى شود بهشتیان آنچنان غرق نشاطند که آثار آن به خوبى در چهره هاى آنان موج مى زند، تعبیراتى که قرآن در این زمینه به کار برده بسیار جالب و پر جاذبه است: در یکجا مى فرماید: (اُدْخُلُوا الْجَنَّةَ اَنْتُمْ وَ اَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ): (به آنها گفته مى شود) «وارد بهشت شوید شما و همسرانتان، در حالى که آثار نشاط و شادى در چهره شما کاملا هویداست» (زخرف 70).
این مطلب با تعبیر دیگرى در آیه 24 مطففین آمده است: (تَعْرِفُ فى وُجُوهِهِمْ نَظْرَةَ النَّعیمِ): «در چهره هاى آنها طراوت و نشاط نعمت را مشاهده مى کنى»!
در تعبیر دیگرى در آیه 8 غاشیه مى خوانیم: (وُجُوهٌ یَوْمَئِذ ناعِمَةٌ لِسَعْیِها راضِیَةٌ): «چهره هایى در آن روز شاداب و با طراوت است (زیرا) از سعى و تلاش خود خشنود است».

9. احساس خشنودى خدا !
هیچ چیزى براى انسان لذّت بخش تر از این نیست که احساس کند محبوب عزیز و دلبند و والا مقامش از او راضى است، این احساس رضایت آنچنان نشاطى به انسان مى بخشد که با هیچ چیز برابر نیست.
آرى لذّت درک رضاى محبوب، از بزرگترین لذّات معنوى است، لذّتى است آمیخته با احساس شخصیت و ارزش وجودى، چرا که اگر ارزش و شخصیتى نداشت از سوى محبوب بزرگش پذیرفته نمى شد.
قرآن مجید کراراً به این نکته لطیف اشاره کرده و بر آن تکیه نموده است: در آیه 15 سوره آل عمران بعد از ذکر باغ هاى سرسبز بهشتى و همسران پاک و پاکیزه، مى افزاید: (وَ رِضْوانٌ مِنَ اللهِ): «براى پرهیزکاران خشنودى خداوند است».
این نعمتى است برتر از همه آنها که در یک جمله کوتاه و سربسته بیان شده است.
در آیه 72 توبه از این مسأله کمى پرده بالاتر مى زند و بعد از بیان شمّه اى از نعمت هاى مادى بهشت از جمله باغ هاى پرطراوتى که نهرها از زیر درختانش جارى است و همچنین مسکن هاى پاکیزه بهشتى، مى افزاید: (وَ رِضْوانٌ مِنَ اللهِ اَکْبَرُ): «و رضا و خشنودى خدا از همه اینها برتر است»! سپس آیه را با این جمله پایان مى دهد: (ذلِکَ هُوَ الْفَوزُ الْعَظیمُ): «پیروزى بزرگ همین است»!.
تعبیر به «اکبر» و همچنین (ذلِکَ اَلْفَوزُ الْعَظیمُ) به خوبى نشان مى دهد که هیچ موهبتى از مواهب الهى به این پایه نمى رسد، به گونه اى که جمله اخیر که مفهوم حصر را در بردارد مى گوید: «پیروزى بزرگ همین است و بس»!
بارها گفته ایم ما هیچیک از مواهب مادى جهان دیگر را نمى توانیم در یک قفس دنیا و محیط محدود در فکر خود ترسیم کنیم، تا چه رسد به آن نعمت بزرگ روحانى و معنوى یعنى «رضوان الله».
جالب اینکه در آیه 119 مائده بعد از ذکر نعمت هاى مادى بهشت به مسأله رضا و خشنودى به صورت طرفینى خلق و خالق اشاره کرده مى فرماید: (رَضِىَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوزُ الْعَظیمُ): «هم خداوند از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنود خواهند بود، و این است پیروزى بزرگ» و چه خوش باشد که این رضایت از هر دو سر باشد، آن قدر بر بندگان ببخشد که غرق رضا شوند، و آنقدر نیز به آنها محبت کند که رضایت کامل خود را به آنان اعلام دارد، کوتاه سخن اینکه پیروزى فراتر از این نیست که انسان احساس کند مولا و محبوب و معبودش از او راضى است، و نشانه این رضا و خشنودى آن است که هرچه از مواهب در تصور مى گنجد یا نمى گنجد به او عنایت فرموده است.
تعبیر به (راضِیَةً مَرْضیَّةً) در آیه 28 سوره فجر که توصیف است براى روح مطمئنه بندگان خالص خدا که به جوار قرب محبوب راه مى یابند نیز اشاره به همین معناست، مى گوید: صاحب روح مطمئنه به سوى خدا باز مى گردد در حالى که هم او از خشنود است، و هم خدا از او خشنود، و اینجاست که فرمان (فَادْخُلى فى عِبادى) (در سلک بندگانم دراى) به صورت تاج کرامتى بر فرق او نهاده مى شود، چه افتخار بزرگى که انسان مخاطب به خطاب (عبادى) (بنده خاص من) شود؟!
آرى این است پاداش کسانى که از مرحله نفس «امّاره» و «لوّامه» فراتر رفته و به عالم «نفسه مطمئنه» گام نهاده اند، هوس هاى سرکش را رام کرده و شیطان را مهار زده، و بر مرکب تقوى و پرهیزکارى سوار شده اند.
آیات مربوط به رضا و خشنودى خداوند در قیامت به عنوان یک موهبت عظیم معنوى منحصر به آنچه در بالا آمد نیست، همین معنا در آیات مشابه دیگرى نیز دیده مى شود که حکایت از اهمیت فوق العاده این موضوع مى کند6.
نعمت بهشت
10. آنچه بخواهند به آنها مى دهند
 هیچگونه محدودیتى در نعمت هاى بهشتى مخصوصاً در جنبه هاى روحانى و معنوى وجود ندارد، و این تعبیرات علاوه بر اینکه نشان مى دهد نعمت هاى بهشتى محدود به جنبه هاى مادى نیست، بیانگر این حقیقت است که در هیچیک از این دو بخش نیز محدودیتى نیست.
در آیات 22 شوری و 34 زمر و همچنین آیات 57 یس و 31 فصلت به این موضوع اشاره شده است.

11. نعمت هایى که در تصوّر نمى گنجد!
در قرآن مجید پاره اى از تعبیرات دیده مى شود که از تمام آنچه تاکنون گفته شد فراتر مى رود، زیرا پا را در مرحله اى مى گذارد که از افق افکار همه انسان ها و از دایره اندیشه و تصور و خیال و هم بیرون است، و از آنچه خوانده ایم و نوشته ایم بالاتر است!
تکیه آیات قرآن بر چنین امرى عظمت نعمت هاى الهى را «به زبانى که شرح آن نتوان» بیان مى کند، و این از آیات اعجاب انگیز قرآن است.
مى فرماید: (فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اُخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اَعْیُن جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُوْنَ): «هیچکس نمى داند چه پاداش هایى که مایه روشنى چشم هاست براى آنها نهفته شده؟ این جزاى اعمالى است که انجام مى دادند» (17 سجده).
از پیامبر اکرم ص نقل شده است که خداوند فرموده: برای پاداش بندگان شایسته و درستکارم، نعمت هایی آماده کرده ام که نه چشمی آن‌ها را دیده و نه گوش شنیده و نه بر قلب بشری خطور کرده است".10


این نوشتار را با مناجات مخلصان و داعیان افلاک نشین حریم یار به پایان می بریم:
معبودا، مرا در شمار دوستانت قرار ده، همانها که به فزونیِ دوستی‌ات امید بسته‌اند.
معبودا، هماره مرا شیفته یادت گردان؛ آن‌سان شیفتگی که جلوه نام هایت وجودم را فرا گیرد و مرا به مقام قدس تو رساند13.
**
پ.ن. یکی از مخاطبان وبلاگ بینات شبهه فوق رو مطرح و برای ما ارسال کرده بود. با بررسی هایی که انجام شد، متوجه شدیم که این شبهه توسط یکی از صفحات هتاک در فیسبوک مطرح شده است. بنابراین پاسخ آن در بخش وبگردی بینات قرار گرفت. بخشی از پاسخ این شبهه در این وب نوشت بیان شد اما باید توجه داشت که آیا اساسا ما باید به هر کسی که شبهه ای مطرح کرد، پاسخ دهیم؟ کسی که خدا و ادیان الهی را قبول ندارد و به آن ها توهین می کند(منظور همان صفحه هتاک است) آیا در قرآن شبهه ای دارد؟
قطعا بحث با این افراد بیشتر به ضرر اسلام تمام خواهد شد. در این باره می توانید ویدیوی سخنرانی دکتر رائفی پور درباره شیوه برخورد با هتاکین به مقدسات را مشاهده بفرمایید:
استاد رائفی پور: شیوه برخورد با هتاکین به مقدسات از دیدگاه امام خمینی (ره)



** ** **
پانویس
1. جالب اینکه قرآن در مورد بهشت با استفاده از «واو» حالیه (در جمله «وَفُتِحَتْ اَبْوابُها» نشان مى دهد که این درها از قبل گشوده و آمده است (همان گونه که در آیه 50 سوره ص آمده است جَنّاتُ عَدْن مُفَتَّحةً لَهُمْ الاْبْوابُ، ولى در مورد جهنم مى گوید: هنگامى که دوزخیان مى رسند درها گشوده مى شود حَتّى اِذا جاؤُها فُتِحَتْ اَبْوابُها (بدون واو حالیه).
2. تفسیر روح البیان، جلد 7، صفحه 416.
3. شبیه همین مضمون با مختصر تفاوتى در آیات 43 اعراف و 35 فاطر آمده است.
4. تفسیر مجمع البیان و فخر رازى و قرطبى و مراغى و روح المعانى و فى ظلال القرآن ذیل آیه مورد بحث.
5.
همین مضمون در آیه 18 طور نیز آمده است.
6.
به آیات 7 قارعه، 21 توبه، 20 حدید، و 8 بینه مراجعه فرمایید.
7.
بحارالأنوار، جلد 8، صفحه 199، حدیث 198.
8. همان، حدیث 199.
9. روح البیان، جلد 9، صفحه 300.

10.
طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج 7 و 8، ص 331.
11. تفسیر روح المعانى، جلد 16، صفحه 103 و قرطبى، جلد 6، صفحه 4166 (ذیل آیه مورد بحث).
12. علم الیقین، صفحه 103 (طبق نقل معاد گفتار فلسفى).

13. مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
** ** **
منابع
1. آیات ولایت در قرآن، آیت الله مكارم شیرازى، تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژادى، نشر نسل جوان، قم، 1391.
2. پیام قرآن جلد ششم، آیة الله مکارم شیرازی، نشر دار الکتب الاسلامیه، 1388.
3. تفاسیر نور و مجمع البیان.
» گردآورنده: عارف خطیبی در وب نوشت بینات «

mostafa
جمعه 4 مرداد 1392 11:18 ق.ظ
سلام جالب بود
به منم سر بزن
فدات
بای
پاسخ سعید علی زاده : چشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

مرا کسی نساخت،
خدا ساخت،
نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم.
کسم خدا بود، کس بی کسان.
در باغ بی برگی زادم
و در ثروت فقر غنی گشتم
و از چشمه ایمان سیراب شدم
و در هوای دوست داشتن دم زدم
و در آرزوی آزادی سر برداشتم
و در بالای غرور قد کشیدم
و از دانش طعامم دادند
و از شعر شرابم نوشاندند
و از مهر نوازشم کردند تا :
حقیقت دینم شد و راه رفتنم ،
خیر حیاتم شد و کار ماندنم ،
زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم
مدیر وبلاگ : سعید علی زاده

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • آهای کسی که اسم خودت رو گذاشتی مسلمون چقدر حاضری برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات بفرستی ایا اصلا حاضری؟ ختم1000000(یک میلیون) (تاتاریخ.91.10.2 -----75606











نویسندگان

PageRank
وبلاگicon
Google Pagerank, SEO tools

مترجم سایت